تفاوت در میان انسان ها و اصل عدالت از نگاه اسلام
غیور
شک نیست که در میان افراد بشر یک سلسله تفاوت های مصنوعی وجود دارد که در نتیجهء مظالم و سمتگری بعضی از انسان ها نسبت به بعضی دیگر است، مثلاً جمعی مالک ثروت های بی حساب اند و جمعی به خاک سیاه نشسته اند، عده ای به خاطر کمبود تغذیه و فقدان مسائل بهداشتی علیل و بیمارند در حالیکه عدهء دیگری بر اثر فراهم بودن همه گونه امکانات، در نهایت سلامت به سر می برند.
اینگونه اختلاف ها؛ ثروت و فقر، علم و جهل و سلامت و بیماری غالباً زاییده استعمار و استثمار و اشکال مختلف بردگی و ظلمهای آشکار و پنهان است. مسلماً اینها را به حساب دستگاه آفرینش نمیتوان گذارد و دلیلی ندارد که از وجود اینگونه اختلافات بی دلیل دفاع کنیم. افراد انسان روی همرفته نیز یک درخت بزرگ و بارور را تشکیل میدهد که هردسته بلکه هر فردی رسالت خاصی در این پیکر بزرگ برعهده دارد و متناسب آن ساختمان مخصوص به خود، و این است که قرآن میگوید این تفاوت ها وسیلهء آزمایش شماست زیرا "آزمایش" در مورد برنامهء الهی به معنی "تربیت و پرورش" است.
خلافت انسان در روی زمین
قرآن کراراً انسان را به عنوان "خلیفه" و نمایندهء خداوند(ج) در روی زمین معرفی کرده است. این تعبیر ضمن روشن ساختن مقام بشر، این حقیقت را نیز بیان میکند که اموال و ثروت ها و استعدادها و تمام مواهبی که خداوند(ج) به انسان داده در حقیقت مالک اصلی اش اوست و انسان تنها نماینده و مجاز و مأذون از طرف او میباشد و بدیهی است که هر نماینده ای در تصرفات خود استقلال ندارد بلکه باید تصرفاتش در حدود اجازه و اذن صاحب اصلی باشد و از اینجا روشن میشود که مثلاً در مسأله مالکیت، اسلام هم از اردوگاه کمونیسم فاصله میگیرد و هم از اردوگاه کاپیتالیسم و سرمایه دارد.
اسلام میگوید مالکیت نه برای فرد است و نه برای اجتماع، بلکه در واقع برای خداست و انسان ها و کیل و نمایندهء اویند به همین دلیل اسلام هم در طرز درآمد افراد نظارت میکند و هم در چگونگی مصرف، و برای هر دو قیود و شروطی قائل شده است که اقتصاد اسلامی را به عنوان یک مکتب مشخص دربرابر مکاتب دیگر قرار میدهد. چنانچه خداوند(ج) چنین میفرماید: "کسی که نعمت خدا را بعد از آنکه به سراغ آو آمد تبدیل کند و از آن سوء استفاده نماید گرفتار عذاب شدید الهی خواهد شد زیرا خداوند شدید العقاب است."
منظور از تبدیل نعمت این است که انسان امکانات و منابع مادی و معنوی را که در اختیار دارد در مسیرهای انحراف و گناه به کار گیرد، چنانکه هم اکنون دنیای صنعتی گرفتار این بدبختی بزرگ است زیرا با اینکه خداوند(ج) مواهب و نعمت ها و امکاناتی در اختیار انسان امروز قرار داده که در هیچ دورانی از تاریخ سابقه نداشته ولی بخاطر دوری از تعلیمات الهی و پیامبران، گرفتار تبدیل نعمت شده و آنها را به صورت وحشتناکی در راه فنا و نیستی خود به کار گرفته و از آن مخرب ترین سلاح ها برای ویرانی جهان ساخته و یا از قدرت مادی خویش برای توسعهء ظلم و استعمار و استثمار و ترور انسان ها بهره گرفته و دنیا را به جایگاهی ناامن از هر نظر مبدل کرده است.
بناءً باتوجه به این واقعیت که همه از خدا هستیم این درس را به ما می دهد که از زوال نعمت ها هرگز ناراحت نشویم چراکه نه تنها همهء این مواهب بلکه خود ما تعلق به او داریم، یک روز می بخشد و روز دیگر از ما باز میگیرد و هردو صلاح ماست و این هم واقعیت است که ما همه به سوی او باز میگردیم. به ما اعلان میکند که اینجا سرای جاویدان نیست. زوال نعمت ها و کمبود مواهب ویا کثرت و وفور آنها همه زودگذر است و همهء اینها وسیله ای است برای پیمودن مراحل تکامل. توجه به این دو اصل اساسی اثر عمیقی در ایجاد روح استقامت و صبر دارد.