پلان جدید دسترخوان شریکان

 

مهدی دعاگوی

 

شایعات و نشرات به صورت عمومی میرساند که قیوم کرزی، برادر رییس جمهور افغانستان، در صدد خریداری "شرکت هوایی آریانا" میباشد ولی پروژهء خریداری این شرکت هواپیمایی افغانستان موضوع تازه نبوده و از مدتی است که روی زبانها زمزمه میشود و نشرات درون مرزی کشور و برون مرزی هم روی این تلاش مذبوحانه کرزی تبصره ها مینمایند. حتی مرگ ناگهانی ذبیح اله عصمتی، رییس آن شرکت را نیز به همین موضوع مرتبط میخوانند، بخاطر ی که او از مدافعان سرسخت فروش شرکت بود. ولی چون اسناد معتبر و ثقه موجود نیست، نمیتوان به واقعیت آن صحه گذاشت.

اگر به گذشته "شرکت هوایی آریانا" نظر اندازی شود، آشکار میگردد که یک شرکت مختلط افغانستان و پان امریکن بود که دارایی آن بین افغانستان و پان امریکن 51 و 49 فیصد سرمایه گذاری شده بود که بعدا از استیلای لشکر سرخ و بالا شدن هواداران اتحاد شوروی سابق به اریکهء قدرت، دارایی آن غصب و طیارهء بوینگ شرکت توسط سلطان علی کشتمند، صدر اعظم وقت، بالای امارات متحده عربی فروخته شد و این که چگونه و چرا و بکدام دلیل طیاره فروخته شد

علت ان معلوم نیست و اما در قسمت معامله گریهای زیر پرده که بین خریدار و فروشنده یعنی اقای صدراعظم صورت گرفته بود افواهات فراوانی وجود دارد که نگارنده در قسمت چند و چون قضیه جانب بیطرفی را میگرد چون از حوصله این بحث بیرون است. حاصل مطلب این که طیّاره به جرم این که مال امریکا بود و فروخته شد و این یک خیانت اشکار به سیستم ترانسپورتی کشور بود چون در مقابل، طیارات ساخت شوروی خریداری و به کار انداخته شد.

وقتی گلیم سیاه کمونیست های وطنی توسط تنظیم های هفت که گلیم شان چرکین تر از کمونیستها بود چیده شد وزارت هوانوردی نامی داشت ولی فعالیتی از ان به چشم نمیخورد. و اما در حال حاضر که قیّوم کرزی اراده خریداری "شرکت هوایی آریانا" را نموده است بیمورد نخواهد بود گفته آید که نفس و حرص این اقا به قدری بزرگ است که نمایندگی مردم قندهار در ولسی جرگه برایش بسنده نمیباشد زیرا او قبلا به همکاری برادرش، عبدالعلی کرزی که زیر چتر حمایت رییس جمهور،همه کارهء امور قندهار میباشد یک ساحهء بزرگ زمینهای قندهار را غصب و در انجا آّپارتمانهای چندین منزله ساخته و هریک ار آپارتمانها را از چهل تا یک صدو پنجاه هزار دالر فروخت، و حالا با استفاده از موقعیت برادرش رییس جمهور و مصونیت پارلمانی، قرار است پلان جدید را به منصهء عمل بیاورد که به عملی شدن و عملی نشدن ان کاری نداریم. آنچه در این مبحث قابل یاد است همانا موضوع استعفای علی احمد جلالی، وزیر داخله، اسبق است که برچسپ قابل توجه به این موضوع دارد .به این تفّصیل که نگارنده در ان وقت در امریکا بود که علی احمد جلالی از وزارت داخله افغانستان مستعغی و دو باره به امریکا بر گشته بود. او روزی پای تلویزیون نشسته و انگیزه استعفایش را توضیح کرد که گویا او به منظور قطع جرم و اعمال نا مشروع و برای پاکسازی کشور از لکه های ننگ قاچاق و ترور، و ایجاد شفافیت و سالمیت دستگاههای دولت، وارد عمل شده و یک شبکهء بزرگ قاچاقچیان را در داخل افغانستان کشف کرد که عاملان آن دولتمندان و مأمورین بلند پایه و قوماندانان متنفذ و وابستگان آنها بودند. چون اجازهء افشای نامهای انها را نداشت لیست به اقای کرزی، رییس جمهور رویت و اجازه نشر اسم عاملان تقاضا گردید که مقابلتاً رییس جمهور هدایت داد، که در اینده در این قسمت هدایت صادر خواهد شد.

مدتها سپری شد و با وصف این که به نمایندگان آژانسهای داخلی و خارجی وعده داده شده بود که در ایندهء قریب اسم های شبکه قاچاقچیان به دسترس انها گذاشته خواهد شد ولی دوباره که در مورد، طالب هدایت میشدیم اقای کرزی این موضوع را به تعویق مینداخت.

چون از اوضاع پیدا بود که او نمیخواست اسم قاچاقچیان به نشر سپرده شود، لذا به خاطر حفظ شؤون و اعتبار خود از وظیفه استعفا نمود. و وقتی نامه نگاران از او پرسیدند که چرا رییس جمهور نمیخواست قاچاقچیان از طریق نشرات معرفی

شوند،او گفت: به خاطر که در جمله قاچاقچیان برادر رییس جمهور نیز شامل بود ولی از ذکر نام او معذرت خواست، این مصاحبه را ملیون ها مردم شنیده اند.

افغانان وطن دوست، افغانانی که به وطن و آبروی وطن، افتخارات وطن، تاریخ و مفاخر تاریخی وطن علاقه داشته و به نام افغانستان و افغان بودن افتخار می کنند، از شنیدن این مصاحبه شدیدا متأثر شده توأم با نفرین ها با همدیگر نجوا می کردند و میگفتند: وای بر روز گار ملت افغانستان، روزگاری بود که تاریخ نویسان خارجی ، با طنطنهء خاصی در مورد افغانستان می نوشتند که جهانیان با خواندن آن حیرت مینمودند و مردم افغانستان را قهرمان خطاب میکردند. چنانچه " فریزر تتلر" معروفترین مورخ انگلیسی در کتاب "افغانستان" خود مینویسند : تا آنجایی که من دیدم پذیرفتم که ملت آهنین افغانستان شاه آهنین دارد که کوبیدن آهن با وسایل موجود کار ساده و سهل نیست.

ولی در حال حاضر ، وای به حال افغانستان که برادر رییس جمهور آن قاچاقبر است و رییس جمهور از آن حمایت می کند، بدون اینکه به وطن و وطن داران ، به هویت ملی و اعتبار تاریخی مملکت و مردم توجه داشته باشد.

وای به حال افغانستان که قاچاق بران و راه گیران ، قاتلان وستیزه جویان، وطن فروشان و جاسوسان ، آدم کشان و تفنگ داران زیر چتر حمایت رییس جمهور آن بوده و سر نوشت مردم و مملکت را تعیین مینمایند.

در حالیکه همین مجموعه کشور را مبدل به یک گذر گاه هول انگیز و وحشت زا ساخته و مردم را در زندان وسوسه ها و دل تنگی ها و نومیدی ها اسیر کرده اند، و هر روزی که میگذرد ، کارنامه های جدید مانند گرد باد های بحری، از اندیشه های دود گرفته و تعفن آلود آنها بلند شده و آرزوها و امید های مردم را بلع مینمایند.

الحاصل که خریداری "شرکت هوایی آریانا" توسط برادر کرزی ، یکی از همین گردباد های نفرت انگیز است که از مخزن حرص آزمندان بر خاسته تا ریشه های ملی را مانند زمین های قندهار، خیر خانه و خوشحال مینه و شیر پور که به کرسی نشینان و دولت مندان و زور آوران تعلق گرفت، به وی تعلق بگیرد.

ولی آقای کرزی باید بداند : اگر او مانند کسی که سر خود را میان ریگ فرو میبرد ، به تصور این که شکاری آنرا دیده نمیتواند، سر خو درا زیر چین برادرش که رییس جمهور است مخفی نموده و متوسل به اعمالی میشود که فکر میکند که مردم افغانستان از درک و فهم آنها عاجز اند، اشتباه او مانند سایر اشتباهات او است.

از سالیان متمادی به اینسو، ارسال المثل معروف در بین ملت افغانستان زمزمه میشود که :

به هر رنگی که خواهی جامه میپوش

من از طرز خرامت میشناسم

جان مطلب در این است که مردم افغانستان صبور هستند ولی درک و هوشمندی و فرهیختگی های فراوان دارند، شعور سیاسی این مردم اوراق تاریخ ها است که حتی بیگانگان آنها را نوشته اند.

مردم افغانستان زیر بنای هدف خریداری "شرکت هوایی آریانا" کاوش کرده و دریافته اند که دست یاری به این شرکت هواپیمایی ، هموار سازی راه سهل برای صدور قاچاق مواد مخدره بوده، و این یگانه راه است که توسط آن میتواند مواد ذخیره شده قاچاق خود و شرکای خود را که در کرسی های دولت و مشرانو جرگه و ولسی جرگه زانو زده اند، به خارج صادر و مقابلتا اموال قاچاقی سود آور را از دیگر کشور ها وارد وطن نماید.

با این تحلیل اگر فروش این شرکت هواپیمایی به موافقه دسترخوان شریکان خریدار صورت گیرد تعجب ندارد و اگر مواد زهر آگین و کشنده به دیگر جاها صادر شود ، و هزاران هزار جوان و پیر، زن و مرد قربانی سود جویی این دسته شود، برای آنها بی تفاوت خواهد بود. زیرا حرفه ومسلک و آیین و کیش این قماش شناخته ، آدم کشی و قتل نفس است، خواه توسط باروت و تفنگ و بم باشد و خواه توسط مواد مخدره به خاطری که جهان میداند و مردم افغانستان بیشتر از دیگران بهتر میدانند که اینها سودا گران مرگ هستند و دیگر توقع از این قماش نباید کرد، چنانچه سعدی بزرگ گفته است:

هرکه مشهور شد به بی ادبی دیگر از وی امید خیر مدار

آب کز سر گذشت در جیحون چه بلستی چه نیزهء چه هزار